محمد رضا واليزاده معجزى
147
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
دوم « 1 » اينكه از طرف فرمانده لشكر به غلامعلى خان و صيد عبد الحسين خان و صيد مهدى خان و شير محمد خان و ميرزا خان و محمد على خان و عليرضا خان و ولى الله خان و ديگر خوانين بيرانوند بگويد كه باوجود نشر آگهى عفو عمومى كه نسخههاى آن در سراسر لرستان پراكنده شده و همه از مفاد آن آگاه شدهاند بيشتر از اين صلاح نيست كه آنها كوس ياغيگرى و تمرد بزنند و كليه خوانين و ايل بيرانوند را به طرف پيشكوه حركت دهد . سوم اينكه « 2 » به ايل بيرانوند تكليف كند كه هركس در خانه خود تفنگى دارد ، آن را كه مايه ناامنى و زدوخورد و كشتن يكديگر مىباشد به دولت بسپارد . علاوه بر اينها نامهاى از فرمانده لشكر براى امير جنگ ، والى پشتكوه برد كه در حركت دادن خوانين و قيطولهاى آنها و ايل بيرانوند از پشتكوه به پيشكوه با لطيف خان كمك و مساعدت كند و هرگونه تسهيلاتى براى اين كار لازم باشد ، فراهم آورد . نامهاى هم به سرهنگ ابو الحسن خان پورزند از طرف فرمانده لشكر نوشته [ شده ] بود كه در كوچانيدن ايل بيرانوند اعم از خوانين و افراد عادى به طرف پيشكوه نهايت جديت را مبذول دارد ( سرهنگ پورزند به تازگى از مأموريت آذربايجان تغيير شغل يافته و مأمور خلع سلاح و كوچانيدن بيرانوندها به پيشكوه لرستان شده بود ) . والى پشتكوه بدون هيچگونه اعمال نظر شخصى با كمك سرهنگ ابو الحسن خان پورزند ايل بيرانوند را به طرف پيشكوه كوچانيدند . لكن غلامعلى خان [ و ] بلكه ساير خوانين قلبا راضى به ترك خاك پشتكوه نبودند ؛ ولى با كوچانيدن ايل بيرانوند به سمت پيشكوه آنها هم جز تبعيت چاره نداشتند [ . . . ] زيرا والى پشتكوه و سرهنگ پورزند كسى را در پشتكوه باقى نمىگذاشتند . باز هم ولى الله خان به والى گفته بود : چرا با نيروى مجهز خود قواى لرستان را نمىكوبى و به لرستانيان يارى نمىدهى كه آنها را منكوب كنيم . والى هم جوابهايى نظير دفعه قبل به ولى الله خان داده بود . بالاخره به هرترتيب بود بيرانوندها كوچانيده و به طرف پيشكوه رانده شدند . آقاى عزيز خان سپهوند نقل مىكنند كه در همان موقع ايشان به دستور سرلشكر حسين آقا خان خزاعى با عدهاى سرباز در منطقه بالاگريوه مشغول خلع سلاح بوده و قريب يكصد تفنگ گرفته بودند ؛ وقتى كه شنيدند ايل بيرانوند از پشتكوه به پيشكوه مىآيد در همان جاده حركت كرده و سراغ غلامعلى خان را مىگيرند [ در پاسخ ] به او مىگويند او به عربستان رفته و ديگر به لرستان برنمىگردد .
--> ( 1 ) . اصل : 2 . ( 2 ) . اصل : 3 .